استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی هر کس باید روزانه یک آواز بشنود , یک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند یک زندگی بلا استفاده , یک مرگ زودرس است هر چه نور بیشتر باشد , سایه عمیق تر است به محض این که به خودت اعتماد کنی , خواهی فهمید چگونه زندگی کنی رفتار یک انسان , آیینه است که او چهره خود را در آن نشان میدهد هر کس تنها چیزی را میشنود که میفهمد رویاهای کوچک را آرزو نکن , چون قدرتی برای تکان دادن قلب انسان ها ندارند من معماری را موسیقی یخ زده می پندارم اگر خدا مرا جور دیگری می خواست , جور دیگری خلق می کرد هیچ چیز با ارزش تر از امروز نیست همه می خواهند کسی باشند و در این میان هیچ کس نمیخواهد رشد کند زندگی به زندگی کردن تعلق دارد و کسی که زندگی میکند باید خود را برای تغییرات آماده کرده باشد فکر میکنم بهتر از کسانی هستم که سعی دارند مرا اصلاح کنند مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند و در ادامه چند عكس زيبا :
زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است 








با آرزوي سالي پر از شادماني و سلامتي واسه شما عزيزان
آرزومند آرزهاي شما ... كيانوش
+ نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین1388ساعت توسط کیانوش |
چندی از تکه سخنان بزرگان : مهرباني, نجيب ترين سلاح براي پيروزي است. 1 . مفيدترين وسيله يك دفتر كار، سبد دورريختنيهاست . 2 . زندگی خواب است و عشق رؤیای آن . 3 . از نشانه های فهمیدن دین خویشتن داری و خاموشی است . 4 . خسیس را آسایشی و حسود را لذتی نیست . 5 . ادب نتیجه تحمل سختی است , هر که سختی را تحمل کند به ادب دست یابد . 6 . فرومایه کسی است که چیزهایی دارد که باعث غفلت او از یاد خدا می شود . 7 . لبخند حتی زمانی که بر لبان یک مرده مینشیند , باز هم زیباست . 8 . فقط به ندای کودک درون خود گوش بسپار . 9 . هیچ چیز بدتر از داشتن ذهن آرامی که در آن آسودگی وجود ندارد نیست . 10 . بهتر است که اعتماد به نفس داشته باشی و اشتباهات بیشتری بکنی, تا اینکه همه کارها را با احتیاط انجام دهی . 11 . اجازه بده زیبائی ای که دوستش داریم, کاری باشد که انجام می دهیم . 12 . اگر تو یک چیز را خیلی خوب طراحی کنی, تا 30 سال بیکار می شوی . 13 . ترس به عصبانیت منجر میشود, عصبانیت به نفرت و نفرت به رنج . ۱۴ . جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه و عقل نیست . ۱۵ . من آینده را دوست دارم , چون باید بقیه عمرم را در آن زندگی کنم . ۱۶ . مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی ها را از بین می برد . و یه ضرب المثل مفید اسکاتلندی : و چند عکس زیبا که در این وبلاگ طرفداران بسیاری دارد : آرزومند آرزوهای شما ... کیانوش یا حق
برای آدم بهانه گیرهمیشه بهانه وجود دارد .










+ نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور1387ساعت توسط کیانوش |
سلام ریحانه دوست خوبم منو به این بازی دعوت کرده ... تو این بازی 5 تا بازیگر مرد 5 تا بازیگر زن و 5 تا فیلم مورد علاقه خودمو بگم و در آخر 5 نفر رو به این بازی دعوت کنم بازیگر مرد مورد علاقه : 1 . رضا کیانیان 2 . پرویز پرستویی 3 . بهرام رادان 4 . اکبر عبدی 5 . مهران مدیری بازیگر زن مورد علاقه : 1 . ثریا قاسمی 2 . افسانه بایگان 3 . الناز شاکر دوست 4 . باران کوثری 5 . گلشیفته فراهانی 5 فیلم مورد علاقه ام : 1 . علی سنتوری 2 . هفت 3 . بلوک 13 4 . اعتراض 5 . بابل 5 دوستی که دعوت میکنم : 1 . شانیا 2 . ღღاســــــیر دلღღ 3 . رزا 4 . مهدی 5 . نسیم اونهایی که دعوت میشن باید تو وبلاگشون اینکارو بکنن و 5 نفر رو دعوت کنند ...
+ نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1387ساعت توسط کیانوش
چند سخن زیبا و پند آموز : کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند . آنکه به خرد توانا شد , ترس برایش نامفهوم است . زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد . فرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند ، با تلنگری فرو می ریزند . قدر زمان حال را بدانید که گذشته بر نمیگردد و آینده شاید نیاید . در هر سرنوشتی , رازی مهم فرو نهفته است . آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . برای ربودن دل آدمیان باید بر هم پیشی گرفت و این زیباترین آورد زندگی است . با مصلحت ديگران ازدواج كردن در جهنم زيستن است . دیدگاه خوب مردم ، بهترین پشتیبان برگزیدگان است . هرگز نمى خواهم به واسطه محدوديت هايم، محدود شوم . اگر کسی نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شکسته می شود . تنها علاج عشق، ازدواج است. انسان همان چیزی است که باور دارد . زندگی بدون موسیقی اشتباه است . اطمینان را با امیدواری مبادله نکن . اسرار خویش را به کسی مگوی . شکیبایی در مصیبت ، از نشانه های مومن است . شرط خرد حفظ تجربه ها و بکار بستن آنهاست . بعضی ها در 25 سالگی میمیرند و در 45 سالگی دفن میشوند . کسی که عاشق خودش باشد , هیچ رقیبی نخواهد داشت . سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند . کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست . و در نهایت چند عکس که پیشنهاد میکنم در اونها تفکر کنید : 









+ نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387ساعت توسط کیانوش |
یاد خدا آرامبخش قلبهاست سلام به همگی مرسی از این که تو این مدت بی خیال من نشدین و عذر میخوام اگه به کسی سر نزدم جبران میکنم این گل تقدیم به شما عزیزان آرزومند آرزوهای شما......کیانوش سخنان زندگی : 1- قناعت به کم مشکل است ولی به فراوانی,غیر ممکن . 2- هنگامی که کتاب زندگی گشوده میشود,خوانده های ما به صورت رازی خواهند بود . 3- مثبت اندیشی را در خودتان تقویت کنید و از منفی بافی بپرهیزید . 4- شادی جایگاهی برای رسیدن نیست,بلکه وسیله ای برای حرکت است . 5- ما همانی هستیم که خودمان فکر می کنیم . 6- هر کس دری را مصرانه بکوبد سرانجام وارد می شود . 7- شادی زمانی به وجود می آید که پندار,گفتار و کردارتان در یک جهت باشد . 8- اگر میخواهید شاد باشید اراده کنید و شاد باشید . 9- همه می خواهند کسی باشند و در این میان هیچ کس نمیخواهد رشد کند . 10- اگر خدا مرا جور دیگری می خواست , جور دیگری خلق می کرد . 11- اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم , بهتر آن است که آن را خرج لطافت یک لبخند کنیم . 12- بهتر است که اعتماد به نفس داشته باشی و اشتباهات بیشتری بکنی, تا اینکه همه کارها را با احتیاط انجام دهی . 13- تفکراتت را تغییر بده... آنوقت است که دنیا را تغییر داده ای . 14- لذت بردن از کار , آن را به کمال می رساند . 15- جسارت دیدن , اولین شرط هر پژوهش است . 16- هر اندیشه شایسته ای به چهره انسان , زیبایی می بخشد . 17- کدام خرد بالاتر از مهربانی است ؟ 18- کردار انسان بهترین مفسر اندیشه های اوست . 19- آنکه به خرد توانا شد,ترس برایش نامفهوم است . 20- تکبر زاییده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی . 21- محبت نیرومندترین جادوها است . 22- زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است . 23- اگر می خواهی خوب باشی باید اول معتقد باشی که بد هستی . از کدوم ستاره دنيا را نگهداريد, ميخواهم پياده شوم. ولی زمان برای هیچکس نه متوقف می شود نه بر میگردد و نه اضافه می شود . و در نهایت چند عکس که حرفهای زیادی رو در خود پنهان کرده :
و دوستان از کدامین ستاره افتادیم تا همدیگر را ملاقات کنیم




+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت توسط کیانوش |
به نام نوازنده چنگ ونی سلام مرسی از این که منو تنها نذاشتین , ممنونم امیدوارم باز منو تنها نذارین آرزومند آرزوهای شما کیانوش آبی باشین و عاشق یا حق کم اند کسانی که با چشم شان میبینند و با مغزشان فکر میکنند چند سخن : جایی که راه نیست خدا راه می گشاید. تمام موفقیت های عظیم برپایه یک شکست بنا شده است. کلام توعصای معجزه گر توست سرشاراز سحر و اقتدار. ترس توست که شیر را درنده می کند. ایمانی که دل و جرات نیاورد ایمان نیست. زندگی یک آیینه است و ما در دیگران بازتاب چهره خود را می بینیم. تنها آن چیزی را به خود جذب می کنید که بی نهایت به آن می اندیشید. شخص عادی تقریبا همه چیز را محال می پندارد. کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست. انسان یک هستی معنوی است وتنش درمنتهای کمال آفریده شده. هرگز کسی را از الهام قلبی اش منصرف نکنید. امید با مرگ هم به گور نمیرود . سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی یک زندگی بلا استفاده , یک مرگ زودرس است به محض این که به خودت اعتماد کنی , خواهی فهمید چگونه زندگی کنی رفتار یک انسان , آیینه است که او چهره خود را در آن نشان میدهد رویاهای کوچک را آرزو نکن , چون قدرتی برای تکان دادن قلب انسان ها ندارند من معماری را موسیقی یخ زده می پندارم اگر خدا مرا جور دیگری می خواست , جور دیگری خلق می کرد هیچ چیز با ارزش تر از امروز نیست فکر میکنم بهتر از کسانی هستم که سعی دارند مرا اصلاح کنند انسان تنها مخلوقی است که نمی خواهد همانی باشد که هست مساله مهم , دست بر نداشتن از پرسش نیست آزادی چیزی نیست جز فرصتی برای بهتر شدن عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان بخشد لبخند حتی زمانی که بر لبان یک مرده مینشیند , باز هم زیباست فقط به ندای کودک درون خود گوش بسپار ترجيح میدهم که شعر شيپور باشد نه لالايی احمد شاملو ۱۳۰۴ احمد شاملو (ا. صبح / ا.بامداد) روز ٢١ آذر در خانهی شمارهی ۱۳۴ .خيابان صفیعليشاه تهران متولد شد. دورهی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جايی به ماءموريت میرفت، در شهرهايی چون رشت و سميرم و اصفهان و آباده و شيراز گذراند. مادرش کوکب عراقی شاملو بود. پدرش حيدر. ۱۶ـ۱۳۱۰ دورهی دبستان در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد. اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عوام. ۲۰ـ۱۳۱۷ دورهی دبيرستان در بيرجند و مشهد و تهران. از سال سوم دبيرستانِ ايرانشهرِ تهران به شوقِتحصيلِ دستورِ زبان آلمانی به سال اول دبيرستان صنعتی میرود. ۳ـ۱۳۲۱ انتقال پدر به گرگان و ترکمن صحرا برای سرو سامان دادن به تشکيلاتِ ازهمپاشيدهی ژاندارمری. در گرگان ادامهی تحصيل در کلاس سوم دبيرستان. شرکت در فعاليتهای سياسی در مناطق شمالِ کشور. در تهران دستگير و به زندان شورویها در رشت منتقل میشود. ۵ـ۱۳۲۴ آزادی از زندان. با خانواده به رضائيه میرود. به کلاس چهارم دبيرستان. با آغاز حکومت پيشهوری و دموکراتها، چريکها به منزلشان میريزند و او پدرش را نزديک به دو ساعت مقابل جوخهی آتش نگهمیدارند تا از مقامات بالا کسب تکليف کنند. بازگشت به تهران و ترکِ کامل تحصيل مدرسی. ۱۳۲۶ ازدواج. مجموعهی اشعار آهنگهای فراموششده توسط ابراهيم ديلمقانيان. ۱۳۲۷ هفتهنامهی سخننو (پنج شماره). ۱۳۲۹ داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی. هفتهنامهی روزنه (هفت شماره). ۱۳۳۰ سردبير چپ (در مقابل سردبير راست) مجلهی خواندنيها. شعر بلند ۲۳. مجموعهی اشعار قطعنامه. ۱۳۳۱ مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان (حدود دو سال). سردبير هفتهنامهی آتشبار، به مديريت انجوی. ۱۳۳۲ چاپ مجموعهی اشعار آهنها و احساس که پليس در چاپخانه میسوزاند. (تنها نسخهی موجودِ آن نزد سيروس طاهباز است). ترجمهی طلا در لجن اثر ژيگموند موريتس و رمان بزرگ پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موريو کايی با تعدادی داستان کوتاهِ نوشتهی خودش و همهی يادداشتهای فيشهای کتاب کوچه در يورش افراد فرمانداری نظامی به خانهاش ضبط شده از ميان میرود و خود او موفق به فرار میشود. بعد از چند بار که موفق میشود فرار کند در چاپخانهی روزنامهی اطلاعات دستگير میشود. ۱۳۳۳ زندانی سياسی در زندان موقت شهربانی و زندان قصر، (۱۳ تا ۱۴ ماه). در زندان دستور زبان فارسی را مینویسد و تعدادی شعر. ۱۳۳۴ آزادی از زندان. چهار دفتر شعر آماده به چاپ را نقی نقاشيان نامی به قصد چاپ با خود میبرد و ديگر هرگز پيدايش نمیشود. از آن جمله شعر بلند مرگِ شاماهی به عنوان نخستين تجربهی شعر روايی به زبان محاوره. نمایشنامهی «مردگان برای انتقام بازمیگردند» و داستان کوتاه «مرگ زنجره» و «سه مرد از بندر بیآفتاب» رمانهای: لئون مورنِ کشيش اثر بئاتريس بِک، زنگار اثر هربر لوپوريه، برزخ اثر ژان روورزی. فرزندان: سياوش، سيروس، سامان و ساقی. ۱۳۳۵ سردبيری مجلهی بامشاد ۱۳۳۶ مجموعهی اشعار هوای تازه. افسانههای هفت گنبد، حافظ شيراز، ترانهها (رباعيات ابوسعيد ابوالخير، خيام و بابا طاهر). ازدواج دوم. سردبیری مجلهی آشنا مرگ پدر ۱۳۳۷ ترجمهی رمان پابرهنهها اثر زاهاريا استانکو با عطا بقايی. سردبيری اطلاعات ماهانه، دورهی يازدهم. ۱۳۳۸ قصهی خروسزری پيرهنپری برای کودکان. تهيهی فيلم مستند سيستان و بلوچستان برای شرکت ايتال کونسولت. آغاز همکاری با سينماگران. نوشتن فيلمنامه و ديالوگ فيلمنامه. ۱۳۳۹ مجموعه اشعار باغ آينه. سردبيری ماهنامهی اطلاعات (دو شماره). تاءسيس و سرپرستی ادارهی سمعی و بصری وزارت کشاورزی با همکاری هادی شفائيه و سهراب سپهری. سردبیری مجلهی فردوسی ۱۳۴۰ سردبيری کتاب هفته(۲۴ شمارهی اول) جدايی از همسر دوم، با ترک همه چيز و از آن جمله برگههای کتاب کوچه. ۲ـ۱۳۴۱ آشنايی با آيدا (۱۴ فروردين ). بازگشت به کتاب هفته. ترجمهی نمايشنامههای درخت سيزدهم اثر آندره ژيد و سیزيف و مرگ اثر روبر مِرل. ۱۳۴۳ ازدواج با آيدا در فروردين ماه و اقامت در ده شيرگاه (مازندران). مجموعهی اشعار آيدا در آينه و لحظهها و هميشه. ماهنامهی انديشه و هنر ويژهی ا.بامداد به سردبيری و مديريت دکتر ناصر وثوقی. ۱۳۴۴ مجموعهی اشعار آيدا: درخت و خنجر و خاطره! ترجمهی کتاب ۸۱۴۹۰ اثر آلبر شمبون. تحقيق و گردآوری و تدوين کتاب کوچه. (برای سومينبار از نو آغاز میکند!) ۱۳۴۵ مجموعهی اشعار ققنوس در باران. هفتهنامهی ادبی و هنری بارو، که بعد از سه شماره با اولتيماتوم وزير اطلاعاتِ وقت تعطيل میشود. شب شعر به دعوت انجمن ايران و آمريکا. تهيهی برنامهي کودکان برای تلويزيون به اسم «قصههای مادربزرگ» ۱۳۴۶ سردبيری قسمت ادبی و فرهنگی هفتهنامهی خوشه. ترجمهی کتاب قصههای بابام اثر ارسکين کالدوِل. عضويت کانون نويسندهگان ايران. شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجويان. سخنرانی در دانشگاه شيراز. ۱۳۴۷ تحقيق روی غزليات حافظ و تاريخ دورهی حافظ. نمايشنامهی عروسی خون اثر فدريکو گارسيا لورکا. ترجمهی غزل غزلهای سليمان. شب شعر به دعوت انجمن فرهنگی ايران و آلمان، گوته. «شبهای شعر خوشه» به مدت يک هفته از سوی مجلهی خوشه.-فستيوال بزرگ شاعران- يادنامهی هفتهی شعر و هنر خوشه. ۱۳۴۸ قصهی منظوم چی شد که دوستم داشتن برای کودکان. تعطيل مجلهی خوشه با اخطار رسمی ساواک. برگزيدهی شعرهای احمدشاملو (سازمان نشر کتاب). مجموعهی اشعار مرثيههای خاک. ۱۳۴۹ مجموعهی اشعار شکفتن در مه. قصهی ملکهی سايهها برای کودکان. کارگرانی چند فيلم فولکلوريک برای تلهويزيون: «پاوه، شهری از سنگ» و «آناقليچ داماد میشود» ترجمهی تعدادی قصه برای کودکان «سه بزغاله و نیلبک جادو»، «روباه پير و زاغی بیتدبير» و «اشک تمساح» ۱۳۵۰ رمان خزه (ترجمهی مجددی از زنگار.) قصهی هفت کلاغون برای کودکان. ترجمهی کامل پابرهنهها اثر زاهاريا استانکو. (ترجمهی مجدد) دعوت به فرهنگستان زبان ايران برای تحقيق و تدوينِ کتاب کوچه، سه سال. نگارش نمايشنامهی آنتيگون (ناتمام). مرگ مادر. ۱۴ اسفند ۱۳۵۱ ضبط صفحات و نوار کاستِ «صدای شاعر» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. حافظ، مولوی، نيما، خيام، شاملو. اجرای برنامههای راديويی برای کودکان و جوانان. نگارش فيلمنامهی کوتاه حلوا برای زندهها. ترجمهی تعدادی داستان کوتاه: دماغ، دست به دست، لبخند تلخ، زهرخند، افسانههای کوچک چينی. شب شعر در انجمن فرهنگی گوته. (۲۶ مهرماه) شب شعر در انجمن ايران و آمريکا. (اول آبانماه) تدريس مطالعهی آزمايشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی (سه ترم) همکاری با روزنامههای کيهان فرهنگی و آيندهگان. سفر به پاريس (فرانسه) برای معالجهی آرتروز شديد گردن. عمل جراحی روی گردن. ۱۳۵۲ مجموعهی اشعار ابراهيم در آتش. مجموعهی درها و ديوار بزرگ چين. شب شعر در مدرسه عالی علوم اقتصادی و اجتماعی بابلسر. نگارش فيلمنامهی تخت ابونصر برای تلهويزيون. ترجمهی رمان مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل. ترجمهی نمايشنامهی مفتخورها اثر گرگهی چیکی. ۱۳۵۳ ترجمهی مجموعهداستان سربازی از يک دوران سپری شده. مجموعهی شعرهای عاشقانهی از هوا و آينهها. ۱۳۵۴ سفر به ايتاليا برای شرکت در کنگرهی نظامی گنجوی به دعوت دانشگاه رم. حافظ شيراز. دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکدهی آن دانشگاه. (دوسال) ۱۳۵۵ تهيه گفتار برای چند فيلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر. سفر به آمريکا (ايالات متحده) به دعوت مشترک انجمن قلم (Pen Club )و دانشگاه پرينستون برای سخنرانی و شعرخوانی. آشنايی با شاعران و نويسندهگانی از آسيای ميانه و شمال آفريقا از جمله ياشار کمال، آدونيس، البياتی و وزنيسينسکی. سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاههای MIT بوستون ، UCبرکلی. پيشنهاد دانشگاه کلمبيای نيويورک برای کمک به تدوين کتاب کوچه را نمیپذيرد. ميهمان مدعو فستيوال جهانی شعر در سانفرانسيسکو و آستينِ تگزاس. شب شعر به دعوت دانشجويان ايرانی فيلادلفيا و نيويورک. بازگشت به ايران بعد از سه ماه. شب شعر در انستيتو گوته استعفا از سرپرستی پژوهشکدهی دانشگاه بوعلی. پايان نگارش بيوگرافیمانندی به نام ميراث که تنها نسخهی دستـ نوشتهی آن را علیرضا ميبدی به امانت بُرد! ترک ايران به عنوان اعتراض به سياستهای رژيم. سفر به ايالات متحد آمريکا. (اقامت به مدت يک سال). سخنرانیهايی در دانشگاههای آمريکا. ۱۳۵۶ انتشار مجموعهی اشعار دشنه در ديس. برگزيدهی اشعار (انتشارات اميرکبير). ۱۳۵۷ دعوت برای سردبيری هفتهنامهی ايرانشهر به لندن. ترک ايالات متحد آمريکا. سفر به انگلستان. انتشار ۱۲ شماره هفتهنامهی ايرانشهر با مشکلات فراوان(شهريور ۵۷). دیماه ۵۷ استعفا میدهد. (به علت اختلافهايی با مدير هفتهنامه). قصهی دخترای ننه دريا و بارون و قصهی دروازهی بخت به صورت کتاب کودکان. از مهتابی به کوچه (مجموعهی مقالات). بازگشت به ايران. (اسفندماه). کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر اول آ) قطع وزيری. عضويت در هياءت دبيران کانون نويسندهگان ايران. نشر مقالاتی در مجلات و روزنامهها. ۹ـ۱۳۵۸ سردبير مجلهی هفتهگی کتاب جمعه (بعد از ۳۶ شماره به اجبار تعطيل میشود). نشر مقالاتی در مجلات و روزنامهها. شب شعر به دعوت انجمن ايران و فرانسه. مجموعهی اشعار ترانههای کوچک غربت. سخنرانی در باشگاه ارامنهی تهران. ترجمهی شهريار کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپهری در کتاب جمعه. ترجمهی بگذار سخن بگويم! اثر دوميتيلا دو چونگارا (با همکاری ع. پاشايی). شب شعر در انستيتو گوته. کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر دوم آ). نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران با شعر و صدای شاعر. نوار صوتی و کتاب ترانهی شرقی و اشعار ديگر، ترجمهی شعرهايی از فدريکو گارسيا لورکا. عضو هياءت پنج نفرهی دبيران کانون نويسندهگان ايران (دورهی دوم). ۱۳۶۰ قصهی خروس زری پيرهن پری و يل و اژدها به صورت کتاب و نوار کاست برای کودکان. کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر سوم آ) قطع وزيری، مجموعاً ۱۰۶۴ صفحه. از حالا به بعد با همکاری آيدا روی کتاب کوچه کارمیکند. عضو هياءت پنج نفرهی دبيران کانون نويسندهگان (دورهی سوم). ۱۳۶۱ ترجمهی هايکو، شعر ژاپنی (با ع. پاشايی). ترجمهی نمايشنامهی نصف شب است ديگر، دکتر شوايتزر! اثر ژيلبر سِسبرون. کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر اول الف). ۱۳۶۲ کتاب کوچه، انتشارات مازيار (دفتر دوم الف). کتاب و نوار صوتی سياه همچون اعماقِ آفريقای خودم. ترجمه و اجرای اشعاری از لنگستون هيوز. کتاب و نوار صوتی سکوت سرشار از ناگفتههاست. ترجمهی آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بيکل. برگزيدهی اشعار (نشر تندر) کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر سوم الف) انتشار کتابها متوقف میشود. ۵ـ۱۳۶۳ رمان قدرت و افتخار اثر گراهام گرين را با عنوان عيساديگر، يهودا ديگر! با موخرهی مفصلی بازنويسی میکند. استاد محمد مددی سرديس شاملو را با برنز میسازد گفت و شنودی با احمد شاملو به کوشش ناصر حريری. ۱۳۶۶ فيلمنامهی ميراث. آغاز ترجمهی آزادِ دُنِ آرام اثر ميخاييل شولوخوف. انتشار ژاپنی کتاب ابراهيم در آتش به ترجمهی شوکو ياناگا در مجلهی (توکيو، موسسهی مطالعهی زبانها و فرهنگهای آسيا وILCAA آفريقا). کتاب و نوار صوتی چيدن سپيدهدم ترجمهی آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بيکل. ۱۳۶۷ سفر به آلمان: ميهمانِ مدعوِ دومين کنگرهی بينالمللی ادبيات: اينترليت ۲ تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور. عزيز نسين، دِرِک والکوت، پدرو شيموزه، لورنا گوديسون و ژوکوندا بِلی و... ديگر مهمانان کنگره. من دردِ مشترکم، مرا فرياد کن! عنوان سخنرانی شاملو در اين کنگره. ُ شب شعر در کُللوکيومِ ادبیِ برلين. سفر به اتريش به دعوت دانشگاه اقتصاد وين و يورو آفريک اينستيتو، برای شب شعر و سخنرانی. بازگشت به آلمان و اجرای شب شعر در شهر دانشگاهی گيسن. سفر به سوئد به دعوت انجمن قلم (Pen) و دانشگاه يوتهبوری. شب شعر در «خانهی مردم» استکهلم. ديدار و صرف ناهار با هياءت رييسهی انجمن قلم سوئد. جلد اول مجموعهی اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد. بازگشت به ايران. ۱۳۶۸ جلد دوم مجموعهی اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد. اقامت در شهرک دهکدهی خانه، کرج. ۱۳۶۹ سفر به آمريکا: ميهمان مدعو سيرا ۹۰ توسط دانشگاه UC برکلی. سخنرانیهای نگرانیهای من و مفاهيم رند و رندی در غزل حافظ. دو شب شعر در UC برکلی. شب شعر دانشگاه UCLA لوسآنجلس. در رويس هال. شب شعر و سخنرانی در دانشگاههای شيکاگو، آن اربر ميشيگان، کلمبيا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستين. عمل جراحی در (يونيورسيتی هاسپيتال) بوستون روی مهرههای گردن. سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زدهگان ايران. نگارش روزنامهی سفر ميمنت اثر ايالات متفرقهی امريق (اوکلند کاليفرنيا) عمل جراحی دوم روی مهرههای گردن (بوستون). شب شعر در مدرسهی ارامنهی بوستون. استاد ميهمان برای تدريس يک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجويان ايرانی به (زبان، شعر و ادبيات معاصر فارسی). ديدار با پروفسور زاده (برکلی) کاليفرنيا. دريافت جايزهی Free Expression سازمان حقوق بشر نيويورک Human Rights Watch . ۱۳۷۰ شب شعر به نفع آوارهگان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوسآنجلس به همراه محمود دولتآبادی (قصهخوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (آمريکا). مجلهی زمانه شمارهی اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کاليفرنيا). بازگشت از ايالات متحد آمريکا. شب شعر به نفع آوارهگان کُرد عراقی در دانشگاه وين (اتريش) به همراه محمود دولتآبادی (قصهخوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها (اروپا). بازگشت به ايران. ترجمهی شعرهايی از لنگستون هيوز، اوکتاويو پاز (با حسن فياد). ۱۳۷۱ مجموعهی اشعار مدايح بیصله، انتشارات آرش، در سوئد. انتشار منتخبی از ۴۲ شعر شاملو به زبان ارمنی با نام من دردِ مشترکم در ايروان با ترجمهی نُروان. ناشر: کانون فيلم ارمنستان. قصههای کتاب کوچه، جلد اول در سوئد. انتشارات آرش. کتاب گفت و شنودی با احمد شاملو، «ديدگاههای تازه» توسط ناصر حريری. تدوين دوباره حرف آی کتاب کوچه براساس متدولوژی جديد. ۱۳۷۲ کتاب گفتوگو با احمد شاملو توسط محمد محمدعلی. مجموعهی جديد همچون کوچهيی بیانتها ترجمهی شعر جهان (با ۲۰۰ شعر). ترجمهی مجدد غزل غزلهای سليمان. ترجمهی مجدد گيلگمش. انتشار گزينهی اشعار (انتشارات مرواريد) با انتخاب آيدا. کتاب کوچه، انتشارات مازيار، (دفتر چهارم الف) ۱۳۷۳ انتشار منتخبی از ۱۹ شعر شاملو به زبان سوئدی و فارسی با نام عشق عمومی Allom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمهي آذر محلوجيان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش. انتشار منتخبی از ۱۹ شعر شاملو به زبان فرانسه و فارسی با نام سرودهای در عشق و اميد Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمهی پرويز خضرايی: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence سفر به سوئد به دعوت ايرانيان مقيم سوئد برای برگزاری شب شعر. شب شعر در کنسرتوسه به علت بيماری اجرا نمیشود. يک ماه بعد شب شعر در يوتهبوری. دو شب شعر در اوسه جيمنازيومِ استکهلم. از طرف تلهويزيون استکهلم با او مصاحبه انجام میشود. بازگشت به ايران انتشار شعرهای جديدی از حافظ، مولوی و نيما يوشيج به صورت نوار کاست با صدای شاعر. ۱۳۷۴ به پايان بردن ترجمهی دنآرام. ۱۷/۷. شروع به بازخوانی و ويراستاری. کنگرهی بزرگداشت احمد شاملو در دانشگاه تورنتو کانادا، روزهای ۲۱ و ۲۲ اکتبر ۱۹۹۵ به سرپرستی انجمن نويسندهگان ايرانی کانادا. انتشار منتخبی از ۶ شعر به زبان اسپانيايی با نام (Aurora) بامداد در مادريد، به ترجمهی کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانيايی. ۱۳۷۵ عمل جراحی روی عروق گردن انجام میشود (۱۹ فروردين). انتشار پريا و دخترای ننهدريا با صدای شاعر. به صورت نوار کاست. عمل جراحی روی عروق پای راست انجاممیشود (اول اسفند). ۱۳۷۶ عمل جراحی روی عروق پا تکرارمیشود. (اول فروردين) تکثير مجدد حافظ، مولوی، و نيمايوشيج به صورت CD با صدای شاعر. . انتشار مجموعهی اشعار در آستانه تکثير مجدد پريا و دخترای ننه دريا به صورت CD با صدای شاعر. پای راست شاعر را از زانو قطع کردند. ۲۶ ارديبهشت، بيمارستان ايرانمهر. دفتر هنر، ويژهی احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۸، مهرماه. در آمريکا. صاحب امتياز و سردبير بيژن اسدی پور، در .USA، NJ کتاب کوچه، انتشارات مازيار، دفتر پنجم الف. قطع وزيری ۱۶۵۲ صفحه. دفتر هنر، ويژهی تقی مدرسی و احمد شاملو، سال چهارم، شماره ۹، اسفند . ۱۳۷۶. در آمريکا . صاحب امتياز و سردبير بيژن اسدی پور. در USA، NJ در جدال با خاموشی، منتخب اشعار، اسفندماه. انتشارات سخن. ۱۳۷۷ ترجمهی جديد گيلگمش را به پايان میبرد. بُنبستها و ببرهای عاشق، منتخب اشعار. انتشارات يوشيجـ ثالث. کتاب کوچه، حرف ب، مجلد اول، انتشارات مازيار. منتخبی از ۲۸ شعر شاملو به سوئدی: Baran Forlag Stockjolm, Dikter om Natten (شعرهای شبانه) Orers: Janne Carlsson & Said Moghadam .کتاب کوچه (حرف ب) مجلد دوم ، انتشارات مازيار. قطع وزيری کتاب کوچه (حرف ب) مجلد سوم ، انتشارات مازيار. قطع وزيری . کتاب کوچه (حرف آ) در يک جلد. انتشارات مازيار. ۱۳۷۸ ۱۳۷۸ کتاب کوچه (حرف آ) در يک مجلد، انتشارات مازيار . قطع وزيری ۱۰۶۰ صفحه. کتاب کوچه (حرف الف) جلد اول، انتشارات مازيار . قطع وزيری ۹۱۲ صفحه. کتاب کوچه (حرف الف) جلد دوم، (اول فروردين).انتشارات مازيار . قطع وزيری. کتاب کوچه (حرف پ) جلد اول، (اول فروردين).انتشارات مازيار . قطع وزيری. کتاب کوچه (حرف پ) جلد دوم، انتشارات مازيار . قطع وزيری ۱۳۴۲ صفحه. مجموعهی آثار احمد شاملو دفتر يکم : شعر بخش اول انتشارات زمانه مجموعهی آثار احمد شاملو دفتر يکم : شعر بخش دوم انتشارات زمانه ( از قطعنامه تا در آستانه ) مدايح بی صله (مجموعهی اشعار) انتشارات زمانه ( چاپ اول در ايران) منتخبی از ۳۲ شعر شاملو به سوئدی borlom karleken در ۸۵ صفحه Baran Forlag Stockholm 1999 i tolking av: Janne Carlsson & Said Moghadam منتخبی از ۲۷ شعر شاملو به سوئدی دريافت جايزهي Stig Dagerman، آذر محلوجيان جايزه را به نمايندگی دريافت میکند. ۱۳۷۹ کتاب کوچه (حرف ت) جلد اول، انتشارات مازيار، قطع وزيری، ۵۹۶ صفحه. حديث بیقراریی ماهان ( مجموعه شعر) انتشارات مازيار. پايان ترجمههای سه نمايشنامه از فدريکو گارسيا لورکا. منتخبی از اشعار Nima Yushij , Sohrab Sepehri , Ahmad Shamlu به زبان اسپانيائی ساعت ۹ غروب روز يکشنبه ۲ مرداد در منزلش در دهکده روحاش پرواز کرد و از شکنجهی تن آزاد شد. ۱۳۸۰ قصههای کتاب کوچه، چاپ اول، انتشارات مازيار. کتاب کوچه، حرف ت، جلد دوم و اضافات، انتشارات مازيار، چاپ اول. 
احمد شاملو
در آغازِ شاعری: ا. صبح، نام شعری: ا. بامداد
متولد ۲١ آذر ١۳۰۴، تهران.
شاعر، روزنامهنگار، مترجم شعر و رمان، محقق کتاب کوچه.
OM jag vore vatten Azar Mahloujian
خانهی برناردا آلبا
عروسیی خون ( با بازبينی مجدد)
يرما.
Tres poetas persas contemporaneo
ناشر Icaria Poesia
Traduccion de Clara Janes , Sahan y Ahmad Taheri
.edicion ,abril 2000 

+ نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386ساعت توسط کیانوش |
سلام به دوستان عزیزم بعد از یه مدت طولانی اومدم به دلیل یه سری مشکلات نتونستم بیام آپ کنم جبران می کنم خیلی خوشحالم بازم با شما عزیزان هم نفس میشم و در اول هم حلول ماه مبارک رمضان را به شما عزیزان تبریک میگم امیدوارم که برای همگی ماه سرشار از پاکی و عشق باشه راستی بچه ها من مهندسی کشاورزی ابهر قبول شدم نمیدونم برم یا نه ؟؟!؟!!؟!؟! و خبر دیگه تیم هندبال قزوین که منم عضو آن هستم نایب قهرمان مسابقات جشنواره هندبال جوانان باشگاه های کشور در رامسر شد . شب تنهایی شبي از پشت يک تنهايي نمناک و باراني تو را با لهجهي گلهاي نيلوفر صدا کردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهايي ام روييد با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبيترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني است رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها کردم همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را بروي اشکي از جنس غروب ساکت و نارنجي خورشيد وا کردم نمي دانم چرا رفتي نمي دانم چرا شايد خطا کردم و تو بي آن که فکر غربت چشمان من باشي نميدانم کجا تا کي براي چه ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد از رفتنت يک قلب دريايي ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه برميداشت تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسي حس کرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت کسي حس کرد من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد کسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد و من در حالتي ما بين اشک و حسرت و ترديد کنار انتظاري که بدون پاسخ و سرد است و من در اوج پاييزي ترين ويراني يک دل ميان غصه اي از جنس بغض کوچک يک ابر نمي دانم چرا شايد به رسم و عادت پروانگيمان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم.....
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت توسط کیانوش |
ساعتي در خود نگر تا کيستي.. از کجايي، از چه هستي، چيستي... در جهان بهرچه عمري زيستي....جمع هستي را بزن برنده نيستي سلام به همگی مرسی از این که به من هم اکنون لطف دارین در نظرات از من خواسته بودن که از سخنان اسطوره ها هم اندکی بگویم به روی چشم سخنان بزرگان : سود خویش را در زیان دیگران مخواه ( زرتشت ) اجازه بده زیبائی ای که دوستش داریم, کاری باشد که انجام می دهیم وسخنی از کورش بزرگ ( کبیر واژه عربی است و نباید استفاده شود ) که بیشترشما میدونین پرسیدند که ای کورش فرمانروای ایران چرا اصرار دارید که بعد مرگتان شما را بدون تابوت و در خاک بدون کفن دفن کنیم ؟ کورش بزرگ درجواب گفت : مرا در خاک سرزمینم دفن کنید تا ذره ذره وجودم عضوی ازخاک وطنم باشد تنها زندگی ای ارزشمند است که صرف دیگران شود منطق تو را از الف به ب می برد . در حالی که تخیل تو را به همه جا میبرد . صلح را نمی توان با اجبار نگه داشت . فقط با درک و فهم به دست می آید . از دیروز بیاموز , برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش انسان های بسیار کمی هستند با چشمان خود میبینند و با قلب خود احساس میکنند دو چيز انتها ندارد. حماقت انسانها و پهنهی کهکشانها. که البته در مورد کهکشنها مطمئن نيستم! پشت حصار دهکده ما کرانه ای است شهری است نه که رود و سرود و ترانه ای است شاید خیال می کنم و سایه است گنگ رویای کودکانه من یا بهانه ای است آن سوی دشت دیده ام آنجا که دور نیست مردی است پیر پیر جوان سال و خانه ای است شعری است مرد عاشق این دیر دیر سال جادوی چشم او غزل جاودانه ای است با دستهای پر تپش آسمانی اش جاری تر از سخاوت هر رودخانه ای است یعنی خیال باد هنوز از کسی تهی است؟ آن هست نیست در گذر هر زمانه ای است هر صبح اسب ابلق باران میان ده بی تک سوار می رسد این خود نشانه ای است باید برای بی کسی دل پناه جست پشت حصار دهکده مردی و خانه ای است
+ نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت توسط کیانوش |
مهرباني, نجيب ترين سلاح براي پيروزي است. اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی . بوته ای در دامنه ای باش . ولی بهترین بوته ای باش که در کناره راه می روید . اگر نمی توانی بوته ای باشی ، علف کوچکی باش . چشم انداز کنار شاهراهی را شادمانه تر کن . اگر نمی توانی نهنگ باشی ، فقط یک ماهی کوچک باش . ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه باش . همه ما را که ناخدا نمی کنند ، ملوان هم می توان بود . دراین دنیا برای همه ما کاری هست . کارهای بزرگ ، کارهای کمی کوچک . و آنچه که وظیفه ماست ، چندان دور از دسترس نیست . اگر نمی توانی شاهراه باشی ، کوره راه باش . اگر نمی توانی خورشید باشی ، ستاره باش . بابردن و باختن ، اندازه ات نمی گیرند . هر آنچه که هستی ، بهترین باش و چند مورد از رابطه عشقی تلخ : جیرجیرک و خرس جيرجيرك به خرس گفت : دوستت دارم . خرس گفت : الان وقت خواب زمستاني من است ، بعدا در اين مورد با هم صحبت ميكنيم . خرس رفت و خوابيد ، در حالي كه نمي دانست عمر جيرجيرك فقط سه روز است!!!! عاشقان جوان زن و شوهر جوان سوار بر موتور سیکلت در دل شب می راندند آنها از صمیم قلب همدیگر رو دوست داشتند . زن جوان : یواشتر برو ، من میترسم ! مرد جوان : نه ، اینطوری خیلی بهتره ! زن جوان : خواهش می کنم ، من خیلی می ترسم ! مرد جوان : خب ولی اول باید بگی که دوستم داری . زن جوان : دوست دارم ، حالا میشه یواشتر برونی ؟ مرد جوان : مرا محکم بگیر زن جوان : خب حالا میشه یواشتر برونی ؟ مرد جوان : باشه ، به شرط اینکه کلاه کاسکت مرا برداری و روی سر خودت بذاری ، آخه نمی تونم راحت برونم ، اذیتم می کنه . روز بعد روزنامه ها نوشتند : برخورد یک موتور سیکلت با ساختمانی حادثه آفرید . در این حادثه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد ، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت . مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود . پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند ، با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند……… دختر مکزیکی دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد. پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون: لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست باعشق : روبرت دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون: روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان....... سخنانی زیبا : صورتت را به سمت خورشید بگیر. آنوقت است که دیگر سایه ها را نمیبینی . در زندگی دو فاجعه وجود دارد : اولی نرسیدن به چیزیست که علاقه داری و دومی رسیدن به آن . بزرگترین افتخار ما این نیست که هیچ گاه به زمین نخوریم. بلکه اینست که هر بار که زمین میخوریم, دوباره برخیزیم . برای اینکه به موفقیت برسی, این چهار سئوال را از خودت بپرس : چرا؟ چرا که نه؟ چرا من نه؟ چرا الان نه؟ زندگی را اینقدر جدی نگیر, به هر حال تو هیچوقت زنده از آن بیرون نمیروی . مردم , زندگی را بسیار وقت گیر میدانند . مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند . هرگز متنفر نشو حتي از اون کسي که دوستش داشتي ولي حالا نداري بسيار بخند حتي براي کسي که در بغلش گريه کردي هميشه لبخند بزن حتي به کسي که ازش متنفري نگران نباش حتي اگرديدي دست رفيقت تو دست ديگريه از ديگران کم انتظار داشته باش ساده زندگي کن دوست خوبي داشته باش چون تنها دوسته که برات ميمونه 




+ نوشته شده در چهارشنبه 23 خرداد1386ساعت توسط کیانوش |
تولدم مبارک
+ نوشته شده در شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت توسط کیانوش